بسم الله الجميل هو یحب الجمال
دیروز را یادت هست تو بودی و خودت
دیروز را یادت هست تو بودی و بندگان خدا
دیروز را یادت هست تو بودی و دوستانت
دیروز را یادت هست تو بودی و امید به گوشه چشم همه
اما امروز چگونه ای
امروز توئی و خودت
توئی و بندگان خدا که خدائی را نمیشناسند
توئی و بی کسی هر که در این حلقه نیست که دیدی همگی فارغند از این ماجرا
و توئی و گوشه چشم حبیب
میخواهی بدانی فردایت چیست
شاید تو باشی و خودت
تو باشی و بندگان خدا که یک بنده خدا را بشناسند
تو باشی و سلسله مو که میدانی حلقه دام بلاست
و تو باشی در گوشه چشم خدا
و آنگاه توئی و ترنم بهار
آنگاه توئی و بوی عاشقانه لیلی
و آنگاه توئی و خودشناسی
که عین خداشناسیست
بنده خدا خودت را بشناس و خودت را