بیچاره ترین نرگس پیمای دنیا

بیچاره ترین نرگس پیمای دنیا


منزل
قديما
چاپار
 

سه‌شنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٩

 

التماس

 

آقا جان اگه امثال من گنهکار باعث تاخیر در ظهور شماییم شما رو به پهلوی شکسته مادرت قسم از خدا بخواه الساعه مرگمو برسونه .......

خسته شدم

بیا آقا جان بیا جان مادرت بیا

بیا

بیا

بیا

بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

التماس میکنم

 
 

منتظران در زمان ٢:٠٩ ‎ب.ظ

 

سه‌شنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٧

 

معرفی وبلاگ دیگر

 

سلام بر شما دوستان
از قدیم ضرب المثلی وجود داره که میگه با یک دست نمیشه دو تا هندونه برداشت
البته من خیلی به ضرب المثل ها اهمیت نمیدم و خیلی علاقه ای بهشون ندارم و چون به این اعتقاد دارم که انسان اشرف مخلوقات است و هرکاری که بخواد میتونه انجام بده سعی میکنم به اینجور چیزا بها ندم اما از اونجایی که کاری که الان دارم انجام میدم برام حائز اهمیته و نمیخوام خللی در اون وارد بشه فعلا اهم تلاشمو گذاشتم تو نوشتن وبلاگ دیگه ای که مدتها پیش راش انداخته بودم ولی فرصت برای نوشتن هیچکدام نداشتم که از همتون دعوت میکنم که یه سری بهش بزنید
منتظران المهدی (عج)
ضمنا چون نوشتن شطحیات یه حالی نیاز داره و من هنوز نتونستم به اون حالی که قبلا با اون حال شطح مینوشتم برسم فعلا اینجا کمرنگ ترم

یا علی

 
 

omid safari در زمان ۱:۱٠ ‎ب.ظ

 

چهارشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٧

 

من امیدوارم

 

من امیدوارم سال ۱۳۸۷ سال خوبی باشه
من امیدوارم فصل بهار فصل رسیدن به آرزوها باشه
من امیدوارم ماه فروردین که داره تموم میشه ماه پر برکتی بوده باشه
من امیدوارم که تونسته باشم خودمو تغییر بدم
من امیدوارم دورو وریهام تونسته باشن خودشونو تغییر بدن
من امیدوارم زمونه تغییر کرده باشه
من امیدوارم رنگ زندگی مردم عوض شده باشه
من امیدوارم رنگ عشق عوض شده باشه
من امیدوارم خیلی ها تصمیمیمشون عوض شده باشه
من امیدوارم خوبی ها ظهور کنه
من امیدوارم معنی عشق ظهور کنه
من امیدوارم منجی ظهور کنه
 
 
 
من امیدوارم وبلاگم پر خوننده بشه

 
 

omid safari در زمان ٢:۱٩ ‎ب.ظ

 

سه‌شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٧

 

دیروز-امروز-فردا

 

بسم الله الجميل هو یحب الجمال

دیروز را یادت هست تو بودی و خودت

دیروز را یادت هست تو بودی و بندگان خدا

دیروز را یادت هست تو بودی و دوستانت

دیروز را یادت هست تو بودی و امید به گوشه چشم همه

اما امروز چگونه ای

امروز توئی و خودت

توئی و بندگان خدا که خدائی را نمیشناسند

توئی و بی کسی هر که در این حلقه نیست که دیدی همگی فارغند از این ماجرا

و توئی و گوشه چشم حبیب

میخواهی بدانی فردایت چیست

شاید تو باشی و خودت

تو باشی و بندگان خدا که یک بنده خدا را بشناسند

تو باشی و سلسله مو که میدانی حلقه دام بلاست

و تو باشی در گوشه چشم خدا

و آنگاه توئی و ترنم بهار

آنگاه توئی و بوی عاشقانه لیلی

و آنگاه توئی و خودشناسی

که عین خداشناسیست

بنده خدا خودت را بشناس و خودت را

     

 
 

omid safari در زمان ۱:۱٠ ‎ب.ظ

 

جمعه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٧

 

توکل

 

سلام
نميدونم بدجور گير کردم  درست شدم مثل کسايی که تازه ميخوان برای اولين بار توی وبلاگ بنويسم
حس عجيبيه
نميدونم چی بايد بنويسم
مثل موتور ماشينی که تنبل شده باشه
کم نيست
بيشتر از يک سال ننوشتن تازه ميخوام دست به کيبورد بشم
اميدوارم خدا ياری کنه که بازم بتونم بنويسم
واقعيتهای زندگی باعث شده جدا خودمو فراموش کنم
خدايا کمکم کن خودمو پيدا کنم
از خوانندگان احتمالی مطالب عذرخواهی ميکنم بابت مطالبی که شايد خيليبدرد بخور نباشه و اميدوارم با نظراتشون کمکم کنند يا علی

 
 

omid safari در زمان ٦:٤٤ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢٢ فروردین ،۱۳۸٧

 

 

 

سلام
باورم نميشه که بازم دارم تو اين وبلاگ مينويسم
ببينم شما به الخير فی ما وقع اعتقاد داريد.
من نميدونم چجور شده اما خوب جالبه که آدم به صورت غير مترقبه يه جايی وايسته که هيچ وقت وای نميستاده بعد يه ماشين با سرعت ۱۰۰ کيلومتر بر ساعت بزنه به ماشينش که داغون شه بعد با هم رفيق شن بعد برن خونه همديگه بعد بفهمن که قبلا همديگرو ميشناختن تو پرشين بلاگ بعد يه مرتبه هوس کنم که بنويسم
عجب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دعا کنيد بتونم بازم بنويسم

 
 

omid safari در زمان ٧:۳٤ ‎ب.ظ

 

دوشنبه ٢٧ تیر ،۱۳۸٤

 

 

 

سوختم زآتش هجران تو ای دوست بيا

 
 

omid safari در زمان ۳:۳٦ ‎ب.ظ

 

سه‌شنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸۳

 

 

 

من از همه کسانی که تو اين مدت اومدن به اين وبلاگ و منتظر بودن اول تشکر ميکنم و بعد هم به خاطر اين غيبت طولانی ازتون عذر ميخوام سعی ميکنم در اولين فرصت ممکن شروع به نوشتن مطالب جديد کنم

 
 

omid safari در زمان ۱:٥٩ ‎ب.ظ

 

پنجشنبه ٢۱ شهریور ،۱۳۸۱

 

بیچاره ترین نرگس پیمای دنیا

 

به ياد شبهايی که ساقه های اطلسی را میپيمودم تا لحظه عطر افشانی ياس را در آغوش سوسن فرياد بزنم اما يک چيز را هرگز فراموش نميکنم و هميشه فرياد خواهم زد. من هميشه گفته ام و ميگويم آی شقايق ها چرا حسادت نسترن ها را از رنگ نرگس ياد نميگيريد مگر ياس از عطر افشانی خود چه قصدی دارد بگذار من بگويم تمامی اقاقی ها وقتی ميخک ها را زيارت ميکنند از ياس دم ميزنند تا شايد ورزيا ها را از ماگنولياها بترسانند دريغ از اينکه فرياد گوشخراش رز از صدها نرگس مستانه شونيز بنفشه ناکتر است ولی امشب چيز ديگری برای گفتن دارم و آن اين است که خارهای انگشت خراش محمدی صاف تر و دلپاک تر از صدها و صدها زيبايی گل های تجمل گرای رياکار خودخواه است که گل موجوديست فريفته زيبايی خود که هر گلی خود را ززيبا تر از آفتابگردان ميداند به اميد طلوع شب بو

تماس بگيريد
 
 

omid safari در زمان ٢:٢٥ ‎ب.ظ

 

 
بيچاره ترين نرگس پيماي دنيا

قدم رنجه فرموده اند

:حضور و غياب


تاريخ رو اينجا ببينيد

امام خميني و امام خامنه اي

رهبر

شطحيات

پوريا

ديوونه

اين الفاطميون

درد دلهاي يک بسيجي

نجوا

ديده بان برج مينو

خونه

ياس زرد

در اوج تنهايي

كربلايي رهام

سيد شهيدان اهل قلم

آسمان هفتم

حديث عشق

گنجهاي معنوي

چشم يه راه جاده عشق

شهد شهادت

تخريبچي

ناب

منتظران المهدي عج

اندر خم يک کوچه

درد آشنا

يک گاز سيب سرخ

زيتون زخمي

انار

عشق عليه السلام

بنده خدا عاشق


دوست داشتني ها
Persian Blog
 
[ منزل | قديما | چاپار ]